گنج

بخش ۶ - سخن در اتحاد و یگانگی ایرانیان و ترکان و پیروزی این دو ملت در سایه اتحاد و یگانگی

۱۲ بیت
نگارینا! من آن خواهم که با توفیق یزدانیهمان مهری که مابین من و تو هست میدانی
شود تولید بین ما هر ایرانی و عثمانیهمان روز است می‌بینم، تبه این شاه ظلمانی
ز ظل (طلعت) و (انور) فضای شرق نورانیهمان گونه که تو با طلعت خود، عالم‌افروزی
میان این دو قوم، الفت مقام معنوی دارددلیل منطق من را، کتاب مثنوی دارد
«چه خوش یادی هنوز ایران ز شاه غزنوی دارد»به ویژه هان که الفتْمان، ز نو طرح نُوی دارد
بتا بس سود این الفت، ز من ار بشنوی دارداگرچه تو زبان من، ندانی و نیاموزی!
چه سان بدخواهمان، آخر به هم زد آن بنایی را:که در ما مثنوی بنهاد حیف آن صورت نایی را!!
«پی بیگانگان از دست دادیم آشنایی را»افول آن بنا آوردمان، این تنگنایی را
کنون ظلمت به ما فهماند، قدر روشنایی راسزد اکنون تو شمع مرده را، از نو بیفروزی
ز یک ره می‌رویم، ار ما سوی بیت‌الحجر با همازین رو اندرین ره، همرهیم و همسفر با هم
چرا زین رو نیامیزیم، چون شهد و شکر با همقرین یکدگر روز خوش و گاه خطر با هم
فرا گیریم باز از سر، جهان را سر به سر با همبه توفیق خداوندی و با اقبال و فیروزی