گنج

بخش ۵ - تبریک عید متضمن ستایش اعلی حضرتان پادشاه عثمانی و ایران خلدالله ملکها و مدح نظام السلطنه مافی

۱۲ بیت
تو گر آیی و گر نایی، روم من خود به کار خودبه حکم رسم نوروزی و مرسوم دیار خود
صراحی را نشانی، چون رفیقی در کنار خودوز او دستور خواهم در قرار عشق یار خود
بدو این سال نو سازم، محول کار و بار خودکه خوش دارد مرا، این عشق با پاکی و پیروزی
نگارا! اولین گامی که بردارم، به هر راهم:ترا گویم، ترا پویم، ترا جویم، ترا خواهم
همین امروز هم مدح تو می‌بایست و آنگاهمثنا شاهان ملک خویش و تو، در یک سخن با هم
یکی گو مدح من گوید که مداح دو درگاهمغلام این دو درگه باد، دائم فتح و فیروزی
خوشا امروز روز ما که خوش شد، روزگار ماچنین روز خوشی بنگر، چگونه کرد، کار ما
ز هر حیثی خوش اندر خوش، نموده کار و بار ماتو در این شهر یار ما و این دو شهریار ما
خوشا بر شهریار ما و در این شهر یار ماخوشا نوروزشان و روزشان خوش، در چنین روزی
نظام‌السلطنه، سرخط از این دو پادشه داردکه این سان مرد و، مردانه سر از بهر کله دارد
خداوند این نگهدارنده ما را نگه داردگذشت آنگه که می‌گفتند: می خوردن گنه دارد
بزن جامی به جام من چه خوش ضویی قدح داردکه بر ایران و ایرانی، مبارک عید نوروزی