گنج

بخش ۳ - مثنوی

عکس هر مویت، ای بت رعنادر دماغم رگی است از سودا
از وصال قد تو ای دلدارنیست جز گیسوی تو برخوردار
فرق کردن به چشم سر نتوانموی فرق تو را، ز موی میان
شد دلم، تا شدم گرفتارتبه طمع طره‌های طرارت
موی زلفت فراز عارض خوشسوخت ما را، چو موی در آتش
ای ربوده دلم به پیشانیالحق آن نیز هم به پیشانی
نور ماه است، یا شعاع جبین؟شمع پروانه سوز؟ یا پروین؟
مانده زان غمزه در شگفتم منهست بیمار و مست و مردافکن
رخ تو خسته جان تواند دیدچون بدین دیده آن تواند دید؟
لب لعلت، که روح بخش دل استبرگ گل از لطافتش خجل است
عاشقان تو پاکبازانندصید عشق تو شاهبازانند