گنج

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴ - وصف کعبهٔ معظم

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ال۲۶ بیت
حبذا صفهٔ بهشت مثالبرترین آسمانش صف نعال
مجلس نور و جلوه‌گاه سرورروضهٔ انس و بارگاه وصال
بیت معمور او مقر شرفسقف مرفوع او سپهر جلال
غرفش خوشتر از ریاض بهشتشرفش خوشتر از شکوه کمال
زین گرفته بها مدارج قدسیافته زان بهشت زیب جمال
در بستاتین بی‌نهایت اوسدرةالمنتهی هنوز نهال
بر سر خوان عالم‌آرایشآفریننش طفیل و خلق عیال
آفتاب صفای صفهٔ اوایمن از وصف کسوف و زوال
ذره‌های هوای غرفهٔ اوسر بسر نور آفتاب مثال
صورت ذره‌های درگه اوستهر چه بینی درین جهان اشکال
معنی موج‌های برکهٔ اوستهر چه یابی زمان زمان ز احوال
هر یک از ذره‌های لطف هواشجام گیتی‌نما به استقلال
هر یک از شعله‌های عکس صفاشآفتابی است کاینات ضلال
صفحات سطوح بی نقششمشتمل بر نقوش حال و مآل
نفحات ریاض جان بخششمرده را زنده کرده اندر حال
تا نسیم هواش یافت ملکمرده را زنده کرده اندر حال
تا صریر درش شنید فلکبر درش چرخ می‌زند همه سال
در هوای درست او نبودهیچ بیمار جز نسیم شمال
در ریاض لطیف او نرودهیچ تر دامنی جز آب زلال
در نیابند نقش این خانهنقشبندان کارگاه خیال
عقل اگر چه ز خانه بیرون نیستهم نیابد درون خانه مجال
نام آن خانه می نیارم گفتاز پی عقل و العقول عقال
خود تو از پیش چشم خود برخیزتا ببینی عیان به دیدهٔ حال
خویشتن را درون آن خانهبر سریر سعادت و اقبال
مطرب عشق برکشید سروروصل را داد جام مالامال
چون عراقی همه جهان سرمستاز می وصل و بی‌خبر ز وصال