شمارهٔ ۷
مقصود ترک اول سالک نجات بودگنج نجات زیر طلسم ثبات بود
چون قوت ثبات و حیات و نجات یافتبازش بذروه ی درجات التفات بود
حاصل شدش ز سلوت خلوت خلوص قلبگرچه ز نفس غیر حرم سومنات بود
جانش طهارت دو جهان کرد ز آب صدقدر مسجد الحرام و صفا در صفات بود
علم و نظر شد آنچه ملک بود و آدمینور بصر شد آنچه جماد و نبات بود
پای نفس چو بر سر ایوان دل نهاددنیا و اخرت بر او ترهات بود
در هر قدم که بر در سلطان جان نهادنفی دو عالم و عدم کائنات بود
آندم کز آدم و از امامی اثر نبودچه جای خاک مکه و آب هرات بود