شمارهٔ ۵
ترک من دل بردن آئین می کندبر من بیدل ستم زین می کند
گرد ماه از مشک خرمن می زندمشک را بر ماه پرچین می کند
چشم مستش پرده ی جان می دردکفر زلفش غارت دین می کند
عکس یاقوتش مذاق روح راچون بشکر خنده شیرین می کند
یاری خط معنبر می دهدپشتی مرغ جهان بین می کند
تا لب جان پاش مرجان پوش اوهمنشین خط مشکین می کند
کفرش از اسلام پیدا می شودمعجز اندر سحر تضمین می کند
از نسیم لطف او هر دم دلشمغز جان را عنبر آگین می کند
مهر خسارش امامی را ز چرخگرچه دامن پر ز پروین می کند