گنج

شمارهٔ ۲۲

کرا آن زهره و این راستگوئیکه گوید او توئی، بی شک تو اوئی
ترا چشم معانی احول آمدخیالت ز آن کند باوی دو روئی
تو آب روشنی بیرون چشمهنداری جنبشی تا در سبوئی
سبو شکن مترس اینک لب جویچو در جو امدی مطلق تو جوئی
ازین صورت یکی را چون شناسی؟که تا دست از دو عالم در نشوئی
حقیقت را دو عالم یک نشانستبگویم چیست، زشتی و نکوئی