شمارهٔ ۱۷
تا کی زنی ز مشک سیه بر زره گرهتا چند ماه را کشی اندر خم زره
ماهی، باختیار چو ماهی زره مپوشرو باز کن ز حلقه مشکین زره گره
گردم زند ز زلف تو اندر بر بتانعنبر که هستم از خم آن طره مشتبه
بگشا شکنج زلف که با یاد بوی اوخاک ره از شمامه ی عنبر به است به
گر شادیت ز مرگ امامی است، زنده کرداو را مدیح خواجه تو خوشباش و برمجه