شمارهٔ ۱۲ - در مدح فخرالملک
یا ساقی الصبوح که پیک صبا رسیددر دور دولت آی که نوبت بما رسید
خورشید را طلوع شد از معجر کلیمگر همدم مسیح نسیم صبا رسید
صبح دوم که زنده کند مرده را بدمبا صدق اگر برفت کنون با صفا رسید
کیخسرو سپهر چنان تاخت در افقگرچه درین حصار کهن بارها رسید
کر گرد موکبش سپه خسرو ظلامبشکست و مملکت بسپاه ضیاء رسید
گوئی که زورقیست ز یاقوت آبدارکز بحر زنگبار بحد ختا رسید
یا مجمریست لعل پر از شعله های نورکز دست قدسیان بسپهر دوتا رسید
یا ساغریست پر می صافی که وقت صبحمخمور عشق را ز بر دلربا رسید
یا عکس نقش لعل سمند خدایگانتکز خطه ی ظفر، بخط استوا رسید
اعظم خدایگان شریعت، که دست عهد،در دور او بدامن مهر و وفا رسید
رکن و پناه دولت و دین کز علو قدرتعظیم حکم او چو قدر در قصا رسید
منظور لطف حق، عضدالملک کزازل،توقیع او چو وحی، سوی انبیا رسید
ای روزگار مجد، که باز از سپهر فضل،خورشید شرع بر افق کبریا رسید
بطلان ظلم حاسد اسلام رخ نمودبرهان عدل خسرو گیتی گشا رسید
دنیا و دین و دولت و بیداد و فتنه راپشت و پناه و یار و زوال و فنا رسید
پژمرده بود گلین اقبال تازه گشتبا آب جاه اوش به نشو و نما رسید
در یک نفس ضمیر تو ملک دو کون رااز ابتدا در آمد و در انتها رسید
صدرا توئی که صیت کمالت زمانه رااز ذروه ی سپهر بسمع رضا رسید
فر تو سایه ایست الهی، بحکم آن،کو سایه ی زمانه بفر هما رسید
شمشیر و خامه چون سبب نظم عالمندفرمان امر و نهی تو این هر دو را رسید
گر کلک تو نه روح امین است پس چراوحی از مسیر او بخلایق فرا رسید
ور تیغ تونه آب حیاتست از چه روحالی هر آنکه خورد بدار بقا رسید
صدرا محل و مرتبه نظم عذب مناز فر مدحت تو باوج سما رسید
گز منزویست بنده امامی شگفت نیستچون بی حجاب در تتق انزوا رسید
تا بر طریق فضل هر آنکو قدم سپرددر ملک هر دو کون بعز و علا رسید
عز و علا ملازم خاک در تو باددر چشم ملک و دین چو ازو توتیا رسید