گنج

شمارهٔ ۴

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ین۱۹ بیت
خردم دوش در مراتب فکرگفت با ذروه ی سپهر برین
کای مقادیر جنبشت می عمرکرده ار ساغر شهور و سنین
هم قضا را مراتب تعظیمهم قدر را نهایت تمکین
حکمت اندر جهان کون و فساددورت اندر سرای غث و سمین
یا مکانی چنین که قدر تراستکی بود جرم خاک را تسکین
که شود در ازاء سرعت دورمرکز خاک را مکانت، مکین
لطف دور تو و کثافت خاکسایه ی قدر آن و مایه ی این
بزبانی فصیح دور سپهرروشن و عذب و آبدار و مبین
گفت کای نظم واثقت بی شکرشک سحر حلال و ماء معین
غرض جنبشم که باقی بادبر تو پوشیده نیست نیک به بین
کآسمانیست در مراتب صدرکآفتابی است در مراتب دین
آسمانی که نوک خامه ی اووحی منزل کند بسحر مبین
قدرتش کرد با کمال قرانرفعتش کرده با دوام قرین
آفتابی که جز بسایه اونرسد چشم دل بنور یقین
صورت حل و عقد تیغ و قلممعنی امر و نهی تاج و نگین
قبله و قدوه ی ملوک و صدورغرض کائنات ناصر دین
ای عیال نتایج قلمتلفظ آب حیات و در ثمین
تا شناسند در جهان حواسگردن از گرد ران و سر ز سرین
سر گردون کسان دوران راباد بر خاک حضرت تو جبین