گنج

شمارهٔ ۳

۴ بیت
خون همی گریم و فراق تو رااین چنین نقد در خزانه بس است
رایگانی یگانه شو با منگر چه چون من تو را یگانه بس است
سیری از من بپرسمت که چراستزآن که ناخواست را بهانه بس است
از تو محروم من نیم تنهاسود ناکرده در زمانه بس است