شمارهٔ ۲
عمادی از تو چندان درد خورده استکه بر هر موی او صد گونه درد است
ز تو گر لاف زد کفری نگفته استتو را گر دوست شد خونی نکرده است
بداند هر که بیند روی سرختکه از بهر چه او را روی زرد است
پی اسبی و صد همچون سر اوبر آن میدان که عشقت را نبرد است