گنج

شمارهٔ ۳۲

۴ بیت
صدرا ز تو آن دیده‌ام از لطف و کرم کآنشکر است جهان را به مثل در دل و در ظن
از مشرق اقبال توام خانه جان راخورشید طرب نور درافکند به روزن
هر مویم اگر نیست زبانی به مدیحتموی مژه در دیده من باد چو سوزن
ور نیست پر از شکَّر شُکر تو دهانملاله‌صفتم باد زبان در دهن الکن