شمارهٔ ۳۱
ابرنوال بحرکف مهرمحل مهشرفپاکضمیر پاکدین خوبلقای خوبظن
در همه فن کمال او نیست چنان که مثل اوعقل نشان نمیدهد هیچ کسی به هیچ فن
دولت و ملک منتظم از تو بود نه از فلکعقل قبول کی کند کار فرشته زاهرمن
ابر کفا بلا ز من سایهصفت نمیرودبر من و روزگار من سایه دولتت فکن
کس غم من نمیخورد زآن که کسی گمان بردعهد تو و مرا عنا دور تو و مرا محن