گنج

شمارهٔ ۲۵

۶ بیت
ای خلعت خرد را از خلعت تو پارهای ساعد سخن را از مدحت تو یاره
در حلق بدسگالت از هیبت تو ماندهآهی هزار ذره جانی هزار پاره
گر خصم تو نبودی آماده سوختن راآسان برون بجستی آتش ز سنگ خاره
کشتی عمر ما را در قلزم شقاوتالا مثال مهرت نفکنده بر کناره
ندهم مخالفت را دشنام و کی توانمآخر برای کاری پردخته شد مناره
بر باره سعادت قدرت سوار باداچندان که بر دواند بر بام چرخ باره