شمارهٔ ۱
ساقیا موسم عید است بده جام شراببنشان از دل ما آتش سی روزه به آب
گر خریدار تو آنی منم آن کس باریکه به یک باده فروشم به تو سی روزه صواب
خاک خور باده مخور زآن که دریغ است دریغکه دهد کس ... رنگ گل و بوی شراب
هر که او از سر جهل از سر می برخیزدهمه بر باد و هوا تکیه کند همچو حباب