گنج

شمارهٔ ۱

۱۰ بیت
ای عقل تو داده نور جان راچونان که سنان تو جهان را
شمشیر تو در طریق قدرتناموس شکسته آسمان را
سرمایه اول زمان داداقبال تو آخرالزمان را
آن دل که به کینه تو برخاستبر تل بلا نشانده جان را
در راه نجات جز قبولتکس بدرقه نیست کاروان را
در آینه جسم را توان دیدو اندر کف دست تو امان را
بن نیست زبان دشمنت راچونان که زبان ناودان را
چون وهم تو هیچ کس نپیموداین بام شکسته نردبان را
در عالم تو نداد ترتیبشاهین حوادث آشیان را
تا چرخ و زمین بود مبینادبی‌مهر تو دیده این و آن را