گنج

بخش ۶۲ - فرستادن ابن زیاد سر جناب مسلم و هانی را به شام

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۷ بیت
به درگاه فرمانده ی کوفه بردبدان نابکار بد اختر سپرد
مرآن هم فرستاد نزد یزیدگرامی سر هر دو فرخ شهید
یکی نامه بنوشت زی شاه شامکه این نغز خدمت به من شد تمام
چنین شاه شامش به پاسخ نوشتکه باد آفرین برتو ای خوش سرشت
چون از کار مسلم بپرداختیمرا از وی آسوده دل ساختی
به هش باش از زاده ی بوترابکه ناگه نیارد به کوفه شتاب
پس از قتل عم زاده ی شاه دیندگر هانی آن کشته ی راه دین
زمذحج نژادان گروهی پلید؟نشستند وکردند گفت و شنید
که عم زاده ی شاه و سالار مافتادند از تیغ کین چون زپا
روا نیست تنشان به بازارهاکشانند برخاک و بر خارها
بکوشید تا آن بدن های پاکستانیم و سازیم پنهان به خاک
ببستند پیمان و برخاستندیکی رزم با دشمن آراستند
تن مسلم و هانی پاکزادگرفتند ز اهریمن بد نژاد
به خاک اندرونشان نهان ساختندوزان پس به ماتم بپرداختند
نکوهش به ناپاک خوی همهتفوباد بر رای و روی همه
که در زندگیشان نگشتند یارشدند ازپس مرکشان سوگوار
چو ازکار مسلم بپرداختمز نو باوه گانش سخن ساختم