گنج

بخش ۵۳ - مدد فرستادن ابن زیاد بد بنیاد بار دیگر برای محمد ابن اشعث کندی

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۱ بیت
چو آمد به بدخواه این آگهیچنان شد کش آید تن از جان تهی
سپاهی فرستاد بیش از نخستمگر کار بشکسته گردد درست
زهر سو رسید آن سپه خیل خیلچنان کز بر کوه سر تند سیل
چو اندر رسیدند تیغ آختندبه سوی سپهدار دین تاختند
بدیشان یکی نعره زد نامدارچو غرنده رعد ازبر کوهسار
بیفراشت با تیغ دست یلیازو شد عیان دست و تیغ علی
ز شمشیر آن شهسوار گوانزهر سوی جویی زخون شد روان
به تیغ سرانداز و زخم درشتاز آن لشگرگشن یک نیمه کشت
هزیمت گرفتند ازو کوفیانچنو روبهان از هژبر ژیان
چو پور زیاد آگه ازکار شددلش پر زاندوه تیمار شد
پی یاری پور اشعث دمانسپاهی نو آراست آن بد گمان