گنج

بخش ۱۱ - وصیت کردن معاویه به بزرگان و سفارش یزید در هنگام مرگ خود

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۱۴ بیت
زهجرت به شصت اندر آمد چو سالبه ملک معاویه آمد زوال
ازآن پیش کو را زمان در رسدبرآید روانش ز ملک جسد
همه مهتران رانمود انجمنچنین گفت زان پس به ایشان سخن
پس از مهتران رانمود انجمنچنین گفت زان پس به ایشان سخن
پس از من پسر جانشین من استنگهبان تخت و نگین من است
بدانید برخود و را پادشاهکه او راست پیروزی و دستگاه
بدارید او را چنان چون مرامپیچید از چنبر اوسرا
سگالید با دشمنانش ستیزابا یار او یار باشید نیز
درست آزمودستم او را که اویسترگ است و دانشور و نامجوی
نکو داند آیین کین خواستنهمان شیوه ی لشگر آراستن
دراین گیتی ار گفت من بشنویدبه فرزانه فرزند من بگروید
زکردارتان من به روز شمارشوم با نیاکان خود شاد خوار
شما را به خوبی نگهداشتمبرای چنین روز بگذاشتم
که گاه مرا پاسبانی کنیدبه فرزند من مهربانی کنید