شمارهٔ ٨٧٠
منم آنکس که در اشعار عذبمنیابد هیچ طاعن جای طعنی
اگر ممدوح یابم مدح گویمسزای آفرین از لفظ و معنی
همانا داستان باستانستکه وقتی حاتمی بودست و معنی
درین ایام باری این بزرگاننیند الا سزای طعن و لعنی
فلک را دوش میگفتم که ما رابجز آسایشی از تو طمع نی
فلک چون اینسخن بشنید گفتابرو ابن یمین خب باش یعنی