گنج

شمارهٔ ٧٨٩

ایدل ار داری هوای سروری پاشنده باشبر جهان ابراز چه سرور باشد از پاشندگی
بر زبر دستان چو خوشه سرکشیت ار آرزوستپیشه کن با زیردستان دانه وار افکندگی
گر ز سوز تشنگی جانت بلب خواهد رسیداز خضر مپذیر منت بهر آب زندگی
دانه را بگذار وا رستی ز دام چار تیرآرزو میافکند آزاد را در بندگی
گر ز دیوان قضا مجری نباشد رزق توسعی بی حاصل بود از هر دری خواهندگی
آنچه داری چون ز خود و زدوستان داری دریغپس بگو تا چیست حاصل زینهمه دارندگی
بر سر گنجست پایت لیک چون آگه نییکرده‌ای عادت ز لوم طبع خود جویندگی
خوش برآی ابن یمین چون هست گیتی بر گذرهم بود روزی که آید نوبت فرخندگی
گرچه گردون خاتم دولت بدان کسی می‌دهدکش بود همچون نگین یا سادگی یا کندگی