گنج

شمارهٔ ٧۴٢

ای تو هر نقش که با خویش مصور کردهنقشبند قدرش صورت دیگر کرده
دی تو در مدرسه آز بر استاد املدرسها خوانده و دانسته و از بر کرده
مگسی کرده قی آنرا تو لقب کرده عسلوز تنعم خورشی زان خوش و در خور کرده
کفن کرم قز آورده و پوشیده بنازنام آن برد یمن دیبه ششتر کرده
عقدهای صدف آویخته از گردن و گوشزان گهر ساخته و مایه زیور کرده