شمارهٔ ٧٣٢
مرد عاقل نرود در پی کاری که در آنهر کسی تهمت دیگر نهد اندر حق او
عاقل آنست که فکرش بمقامی برسدکه بگویند پس از وی همه کس منطق او
زیر زین رام کند توسن ایام چنانکز لگامش نکشد سر پس ازین ابلق او
گر ز دریای فلک میل گذارش باشدشود از قوت رایش مه نو زورق او
چون بدین پایه رسد مرد زند هر سو دستدست احداث مقید نکند مطلق او
هر که بر اسب مراد دل خود گشت سوارشاه گیری نکند پس چه کند بیدق او
میکند ابن یمین نیز در احوال جهانفکر تا حل شودش مسئله مغلق او