گنج

شمارهٔ ٧٢

ای روزگاز از تو بوجه معاش خویشقانع شدیم ترک بگیر این مضایقت
یا رب چه موجبست که با عاقلی اگرنانی طلب کند نکند کس موافقت
کون خری گر از پی آب خضر شودبا او کند دو اسبه سعادت مرافقت
آری میان فکرت ما و قضای حقنادر شود گشاده طریق مصادقت
ابن یمین ز سفله مجوی آب زندگیگر جان ز تشنکی کند از تن مفارقت