شمارهٔ ٧١٩
پدری با پسر بشفقت گفتکه پسندیده دار عادت و خو
راحت نفس اگر همیخواهیبیشتر از نصیب خویش مجو
تا نپرسند دم مزن بسخنو آنچه گوئی بجز صواب مگو
کر رسیدن بمقصدت هوس استراه کان مستقیم نیست مپو
بطمع در خطر میفت و مکنرشته غم بدست آز دو تو
که نخواهد همیشه باز آیدبسلامت ز چشمه سار سبو