گنج

شمارهٔ ٧١۵

ای شهنشاهی که ترک آسمان بندد کمراز برای بندگی کمترین هندوی تو
بر مثال استره سر در شکم پنهان کندروزگار آنرا که جوید نقص یکتا موی تو
کمترین بندگان ابن یمین کز اعتقادهست و خواهد بود دایم معتکف در کوی تو
چون بامیدی که بیند طلعت میمونت راهر صباحی می‌شتابد همچو دولت سوی تو
کی روا باشد که دربان نیکخواهی را چو اودور دارد بر مثال چشم بد از روی تو