شمارهٔ ۶٩٣
مجلس دستور ایران است یا خلد برینکاندر او بر هر طرف بینی صفی از حور عین
شاید ار فردوس اعلی خوانمش از بهر آنکاز لب ساقی میش ممزوج شد با انگبین
صاحب مجلس چو رضوان ساقیان مانند حورجام می در وی روان چون چشمهٔ ماء معین
آفتاب اهل مجلس هیچ میدانی که کیستروشن است این سایه یزدان علاء ملک و دین
صاحب صاحبقران کز همدمی رای پیرهست با بخت جوان در گاه و بیگاه همنشین
رای او را گفته اندر حل و عقد کارهاروح آصف کافرین باد آفرین
تا ابد در عیش و عشرت باد تا در بزم اودر کشد از جام لعلش جرعهای ابن یمین