شمارهٔ ۶٨٠
غیر این اصطرخ پر ماء معینکس نشان داد آسمانی بر زمین
میوزد از روی آبش باد صبحمیفشاند روح قدسی آستین
میدهد از سدره و طوبی نشانبر کنار او درخت صف نشین
مطربانش بر درختان میزنندشادی دلرا نواهای حزین
همچو جنت زیر اشجارش روانجویهای شیر و خمر و انگبین
گر هوای خلد و کوثر بایدتخیز و علیا باد و اصطرخش ببین
در هوا و در صفا هر چند نیستخلد و کوثر آنچنان و اینچنین
ای بسا ایام کاین خرم مقامبود و خواهد بود بی ابن یمین
ز اقتضای دور گردون چون شدیمچند روزی در مکان او مکین
اینکه گویم آفرین بر اولینباد بر ما آفرین هم ز آخرین