گنج

شمارهٔ ۶۶٣

پریشان باد هر کو خاطری راز فعل خویشتن دارد پریشان
اگر بازی ز صیدی برکند پرپدید آرد قضا در هر پریش آن
گروهی را که ایذا گشت عادتهزاران لعنت ایزد بر ایشان