گنج

شمارهٔ ۶۵۶

قافیه: ین۱۶ بیت
بنزد زبده ایام قدوه الحکماسر افاضل عالم غیاث ملت و دین
محیط مرکز علم و سپهر اختر حلمجهان لطف و کرم پیشوای اهل یقین
که باشد آنکه پس از عرض صد هزار اخلاصبگوید این دو سه حرف از زبان ابن یمین
که از مجالس قرب تو گه گهم دوریبجز وساوس شیطان نکرد کس تلقین
کنون کز آینه خاطرم صفای دلتزدود زنگ توهم بصیقل تمکین
به پیشوائی شوق و برهنمائی عقلشدم بدولت فرخنده باز با تو قرین
چو دیدمت همه آزادگی چو سرو سهیبشکر جمله زبانم چو سوسن سیمین
چو گویم از قدم و از وفا و از کرمتکه اینصفات ترا هست و صد هزار چنین
صفای آینه رأی تو کند پیداسرایری که در استار غیب هست دفین
هنر پناه کریما توئی که چون تو دگرنداد دور زمان و ندید چشم زمین
چو شاه رقعه دانش توئی نکو دانیکه در روش که بود چون رخ و که چون فرزین
اگر چه معتقد و مخلصت زیند بسیولی نساخت کس از خار و خس گل و نسرین
بقول حاسد و صاحب غرض دریغ بودگرم ز دست دهی بی تفحص وتبیین
امید واثق و ظن صادقست زین سپسمچو پیش خاطر تو هست سر غیب مبین
که کارگر نشود بی بیان سعایت خصمعلی الخصوص که لطفت بدین شدست ضمین
سعادت ابدی باد قسم ایامتهمیشه تا متعاقب بود شهور و سنین