گنج

شمارهٔ ۵٢٠

عزمم درست گشت که نارم دگر بکفمدح کسی که هست بدو هجو هم دریغ
میغند این خسان به نپاشیدن عطاز آنرو که جمله صاعقه بارند همچو میغ
ابن یمین ز همت دونان کرم مجویکی کار ذوالفقار کند زنگ خورده تیغ