گنج

شمارهٔ ۴۶

یک دو سیمین تن و یاری دو سه چاریم بهمخورده هر روز منی پنج شش از باده ناب
هفته ئی مجلس ما طعنه زن هشت بهشتبود و امروز تهی گشت صراحی ز شراب
ای تو در طاق نه ابروی فلک جفت کرموقت ما را بمنی ده می گلگون دریاب