گنج

شمارهٔ ۴۴۶

کسی خوش بر آید در این روزگارکه باشد بدستش یکی از سه کار
نخستین حکومت که آن منصبی استکز آنجا گشاید بسی کار و بار
دوم کار سرهنگ تندست و تیزکه یکسان بود نزد او مور و مار
دگر کار از آن هر سه خواهند گیستکه خواهنده نندیشد از ننگ و عار
ز هر سو بدست آورد لوت و بوتبشادی بر آرد زانده دمار
چو ابن یمین زین سه فرقه نبودنشد لاجرم حاصل او را یسار
ز سستی اصحاب دولت کنونبسختی بسر میبرد روزگار
سپهرا کفافی نخواهیش دادز هی بیحیائی ز خود شرم دار