شمارهٔ ۴٢٢
دی مرا دوستی که مایل بوددائمش خاطر خطیر بشعر
گفت از اشعار خود بخوان غزلیای تو بر شاعران امیر بشعر
گفتم از شعر کرده ام اعراضگرچه هستم بلا نظیر به شعر
زان کز ابناء دهر نیست کسینه جوان راغب و نه پیر بشعر
وین بتر تر که طبع وقادممی نپردازد از شعیر بشعر