گنج

شمارهٔ ۴٢٠

خیز ای نسیم باد صبا از طریق لطفبر درگه سپهبد ما ز ندران گذر
اول سلام من برسان بعد از آن بگوکای سرور زمانه و سردار نامور
کارت که شد گشاده بتوفیق روزگارما را همه خیال چنانست کان مگر
بعد از قضای ایزد و تأیید بخت نیکبود اتفاق صحبت ما را در آن اثر
نوع دگر سپهبد اگر میبرد گمانور ناورد حقیقت اینحال در نظر
آری اگر بکام تو یکره نرفت کاردارم توقع از کرم و لطف دادگر
کاحوال تو چنانکه تو خواهی چنان شودبر موجب اراده ما صد ره دگر