گنج

شمارهٔ ۴

ابن یمین اگر همه عالم بکام تستباید کزان فرح نفزاید دل ترا
ور ملک کاینات ز دستت برون شودهان تا غمش ز جان رباید دل ترا
چون هست و نیست نماند بیک قرارآن به کزان بیاد نیاید دل ترا
قانع شو و متابعت عقل پیر کنکز بند غم جز او نگشاید دل ترا
جز صیقل قناعت و استادی خرداز زنگ حرص کس نزداید دل ترا