گنج

شمارهٔ ٣٩٧

ای همای همت عالی توکر کسان چرخ را کرده شکار
از هوای مجلست باز آمدمانزوا کردم چو سیمرغ اختیار
همچو صعوه دم زدم بر رنگ از آنشد حریفت عندلیب آسا هزار
یک بطی می هست چون چشم خروسجلوه ئی کن سوی من طاووس وار
تا بشادی هردو چون زاغ کمانگوشه ئی گیریم رغم روزگار