شمارهٔ ٣۶۵
نظام دولت و دین آنکه عدل شامل اوزمانه را بخوشی همچو باغ رضوان کرد
عمارت کرم اندر جهان اساس نهادبنای بخل بکلی خراب و ویران کرد
مگر بدرگه عالیش آگهی نرسیداز آنچ در حق من پیشوای دیوان کرد
چه کرده بود ز خست علی شمس الدینبجز نزاع که با اهل فضل در نان کرد
همان مضایقه درنان که با من او کردیوزیر نایب دیوان بعینه آن کرد
گر آن پسند نبود از علی شمس الدینپس اقتدا بچنان کار زشت نتوان کرد
اگر تو ابن یمین را وظیفهای ندهیضرورتش سفری باید از خراسان کرد