شمارهٔ ٣۵٣
منه بر جهان دل که معشوق تستکه او چون تو عاشق فراوان کشد
ببر تا توانی ازین گرگ پیرکه او دائما شیر مردان کشد
ندارد غم از چشم گریان کسکه بسیار با روی خندان کشد
توقع مکن هیچ بهبود از اوکه بیمار خود را بدرمان کشد
حذر کن ازو همچو سیمرغ زالکه این زال رستم فراوان کشد