گنج

شمارهٔ ٣١۶

عوانرا آشنا مشمر تو روزیبتخصیصی ز تو بیگانه گردد
اگر در مهر او چون موی گردیز بهر کندنت چون شانه گردد
عوانرا سگ نشاید گفت زیراککه گر سگ بشنود دیوانه گردد
سگی را گر دهی نانی تو گاهیهمیشه او در آن خانه گردد