شمارهٔ ٣١٢
طالعی بس عجبست ابن یمین را که مدامبا وی اولاد زمان بی سببی بد باشند
گاو در خرمنم از کون خری گر چه کنندهر چه گویند چو تحقیق کنی خود باشند
فی المثل در همه کس گر چو فرشته نگرندچون رسد نوبت من بر صفت دد باشند
سهل باشد که بآسان شکند شیر ژیانگردن گورخران گرده و گر صد باشند
منم و تیغ هجا و سر ایشان پس ازینور همه با کمر لعل و زمرد باشند