شمارهٔ ٢٨
علاء دولت و دین آصف سلیمان فرزهی جناب تو ارباب فضل را مأوا
ز حادثات کسی کالتجا بجاه تو کرددرآمد از تف دوزخ بسایه طوبی
توئیکه گوهر مدحت بنظم ابن یمینز راه مرتبه گشتست زیور دنیا
منم که نام تو در هر هنر که نام برندکناره کرد بتابید شعرم از شعرا
مرا بپرور و نام نکو بدست آورکه نام نیک ز هرچ آوری بود اولی
سخن جدا کند اندر زمانه نیک از بدنگاه کن که چه خوش گفت صابر اینمعنی
چه پایه ذکر که از شعر منتشر گشتستکریم را بمدیح ولئیم را بهجا
ترا خدای بحمدالله آن کرم دادستکه منشی فلکی مدح تو کند انشا
بقای عمر تو بادا که خود مدایح توهمیکند کرمت بر سخنوران املا