گنج

شمارهٔ ١٣٣

صاحبا همت تو یکچندیبمواعید شادمانم داشت
و آرزوی محال چون سایهبر پی مهر تو دوانم داشت
وعده را چون ندیدم انجازیراستی را خرد برانم داشت
که بگویم که من بدولت توچون تو صدها چنین توانم داشت