گنج

شمارهٔ ١٢۵

زدم از کتم عدم خیمه بصحرای وجودوز جمادی به نباتی سفری کردم و رفت
بعد ازینم کشش طبع بحیوانی بودچون رسیدم بوی از وی گذری کردم و رفت
با ملایک پس از آن صومعه قدسی راگرد برگشتم و نیکو نظری کردم و رفت
بعد از آن در صدف سینه ایشان به صفافطرت هستی خود را گهری کردم و رفت
بعد از آن ره سوی او بردم و چون ابن یمیندر امان گشتم و ترک دگری کردم و رفت