شمارهٔ ١١٩
رزق مقسوم و وقت معلومستساعتی بیش و لحظه ئی پس نیست
هر یکی را مقررست که چیستچه توان کرد اگر ترا بس نیست
وانکه جفت مراد خود باشدزیر طاق سپهر اطلس نیست
گر قناعت کنی بخانه تنگکمتر از طارم مقرنس نیست
لذتی کز شراب خرسندیستدر شفا خانه مسدس نیست
بقدم کوش تا بکام رسیمرد وامانده کاروان رس نیست
هم ز خود جوی هر چه میجوئیکه بغیر از تو در جهان کس نیست