شمارهٔ ١٠٠
جمعی اقاربم طمع خام بسته انددر ملک ریزه ئی که بدانم تعیش است
زینگونه ناپسند کجا مرتکب شودهرگز کسی که با خرد و رای وباهش است
اندوهناک و خشمگن است از طمع مدامهر یک ازین گروه که گویا و خامش است
من قانعم هر آنچه مرا میدهد خدایکارم از آن مدام نشاط است و رامش است
قانع همیشه خرم و طامع دژم بودبار طمع مکش که گران سنگ و خرکش است