شمارهٔ ٧۴ - وله
بعزم سفر شاه جمشید فربر افراخت رایت بخورشید بر
بهر سو که روی آورد رایتشقوی پشت باد او بفتح و ظفر
شنیدم ز گفتار کار آگهیکه فرمود شاهنشه بحر و بر
که ابن یمین نیز اقبال واردرین ره ببندد بخدمت کمر
همانا که رأی همایون شاهندارد ز حالم کماهی خبر
ز مستان و پیری و بیحاصلیبرین صورت ار کرد باید سفر
ببینم بچشم آنچه گوشم شنیدکه باشد سفر قطعه ئی از سقر
کمال کرم را چه نقصان رسداگر شهریار فریدون سیر
ز داد و دهش کار چاکر نخستبسیم فراوان کند همچو زر
پس آنگه اجازت دهد تا بجاندعا گوی میباشمش در حضر
ز درگاه عالم پناهش رهیندارد جز این التماس دگر
جهاندار شاها بسمع رضازمن بشنو این نکته مختصر
بده داد بیچاره گر بایدتکه دادت دهد داور دادگر