شمارهٔ ۶٢ - قصیده در مدح معزالدین حسین کرت و تهنیت عید
عید نو بر خسرو خسرو نشان فرخنده بادرأی ملک آرای او را شاه انجم بنده باد
خسرو جمشید رتبت سایه یزدان حسینکآفتاب قدرش از برج شرف تابنده باد
قصر جاه او که کیوان میسزد چوبک زنشچون بنای طارم نیلوفری پاینده باد
هر سعادت کز وجود سعد اکبر فایض استسوی ذات او چو جان سوی خرد یازنده باد
زهره زهرا که بزم آسمان خرم ازوستعود را در بزم او سوزنده و سازنده باد
هر خطا و هر عطا کاندر خیال آرد خردهمتش بر دوستان پوشنده و پاشنده باد
کسوت اقبال را بر قد چون سرو سهیشتا ابد خیاط لطف ایزدی دوزنده باد
در مزاج بدسگال جاهش آب زندگیهمچو آتش از طریق خاصیت سوزنده باد
دایم اندر جویبار دیده بد خواه اونیزه های جانستان بر سان نی روینده باد
حاسد چون گل دو رویش از ره تر دامنیهمچو نیلوفر سپر بر روی آب افکنده باد
در ریاض ملک خصم او که شاخ بی بر استاز هبوب صرصر نکبت زبن برکنده باد
شهسوار همتش در زیر ران اسب مرادبر سر میدان رفعت تا ابد زنده باد
در نقاب خط مشکین روی فکر بکر اوهمچو آب زندگی در تیرگی رخشنده باد
تا بخندد گل ز لطف گریه مژگان ابراز دل خرم دهانش غنچه وش پر خنده باد
تا بود نام از مکارم زنده اهل جود رادر جهان از جود او نام مکارم زنده باد
هر دعا را کز میان جان و دل ابن یمینگویدش روح الامین آمین ز پی گوینده باد