گنج

شمارهٔ ٢ - وله

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ا۱۹ بیت
ای دل ار خواهی گذر بر گلشن دارالبقاجهد کن کز پای خود بیرون کنی خار هوا
ور نمیخواهی که پای از راه حق یکسو نهیدست زن در عروه وثقای شرع مصطفی
راه شرع مصطفی از مرتضی جوزانکه نیستشهر علم مصطفی را در بغیر از مرتضی
مرتضی را دان ولی اهل ایمان تا ابدچون ز دیوان ابد دارد مثال انّما
غیر او را کس نزیبد از سلونی دم زدنزانکه او داناست ما فوق السموات العلا
خلعت با زیب و زین انت منی کس نیافتاز نبی الا علی کو داشت فر انبیا
در سخا بود از دل و دستش خجل دریا و کوهاین سخن دارد مصدق هر که خواند هل اتی
بعد ازو در راه دین گر پیشوا خواهی گرفتبهتر از اولاد معصومش نیابی پیشوا
کیستند اولاد او اول حسن وانگه حسینآنکه ایشان را نبی فرمود امام و مقتدا
بندهٔ این هر دو مخدومیم در دیوان شرعمیکنم ثابت به حکم مصطفی این مدعا
از نبی من کنت مولاه چو تشریف علیستاز طریق ارثشان بس بندگان باشیم ما
بعد از ایشان مقتدی سجاد وانگه باقر استچون گذشتی جعفر و موسی و سبط او رضا
پس تقی آنگه نقی آنگه امام عسکریبعد از آن مهدی کزو گیرد جهان نور و صفا
کردگارا جان پاک هر یکی زین جمع رااز کرم در صدر فردوس برین ده متکا
بخشش ایدل زین بزرگان چون که هر یک بوده انددر دریای فتوت گوهر کان سخا
پیروی کن گر نجات مخلصانت آرزوستهر که را با خاندان عصمت آمد انتما
در طریق دین به هر کس اقتدا فرهنگ نیستگر کنی باری به معصومان کن ای دل اقتدا
گر چه من کابن یمینم کرده ام عصیان بسیلیک میدارم توقع زانکه هستم بی ریا
دوستدار خاندان مصطفی و مرتضیکایزد از لطف و کرم بخشد بدان پاکان مرا